فتح سرکچال و رؤیای صعود به بام ایران

روز بروز که می گذرد، قله های رشته کوه البرز از البرز غربی گرفته تا مرکزی، یکی پس از دیگری توسط نابینایان کوهنورد هیأت تهران فتح می شوند. به تدریج آمادگی جسمانی گروه بالا تر می رود و قله های مرتفع بالای چهار هزار متری هم تسلیم اراده های آهنینی می شود که حالا بلندترین قله ایران را در یک قدمی خود می بینند. برنامه صعود این هفته در تاریخ جمعه یازدهم مردادماه، صعود به قله ۴۱۵۲ متری سرکچال ۲ بود. مسیر اصلی صعود به قله سرکچال، از طریق یال جنوبی است که از کنار ایستگاه تله سیژ شمشک و روستای سپیدستان شروع می شود. گروه ما شامل ۱۹ نفر بود که ۶ نابینای مطلق در آن حضور داشتند. ساعت ۳٫۳۰ دقیقه بامداد روز جمعه مجموعه ورزشی شهید هرندی را ترک کردیم و پس از گذر از مناطقی چون فشم، میگون و شمشک رأس ساعت ۶ به روستای سپیدستان رسیدیم. روستایی که ۲۶۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. پس از آنکه استاد رفیعی برنامه صعود را شرح داد و دکتر شمس مشخص کرد همنوردان نابینایان مطلق چه کسانی باید باشند، ساعت ۶٫۲۰ دقیقه صبح به راه افتادیم. هوا خنک است و نسیم خنک صبحگاهی، مژده یک روز به یاد ماندنی دیگر را نوید می دهد. حالا سمت راستمان باغی است با درختان سیب و آلو و گردو  و در سمت چپ، دو کلبه ویلایی زیبا. با گذر از باغ، کمی دیگر ارتفاع می گیریم. ابتدای مسیر به سمت دیواره زیبا و بزرگ شمشک است و بعد با تراورس از زیر آن، به سمت شرق می رویم. ابتدای مسیر راه کمی باریک بود و برگ های درختان در هم تنیده و نسیم خنکی که از میان آنها صورتمان را نوازش می داد، تراوت خاصی را ایجاد کرده بود. عقربه های ساعت، ۷٫۴۵ دقیقه صبح را نشان می دهد و هنوز خورشید بر دامان کوه نتابیده. هوا آنقدر خنک است که فراموش کردیم در چله تابستان قرار داریم. سرمست از زیبایی نماهای پیش رو و پشت سر، مثل نمای دیواره شمشک، روستاهای دربندسر، گردنه دیزین، قله سی چال، قله کلون بستک و گردنه لجنی، مسیر عمدتاً تراورسی را به سمت جانپناه لجنی که بالای یک صخره واقع شده است را پی می گیریم. در مسیر، گونه های گیاهی زیادی همچون گلپر، شکر تیغال، زرشک، پونه های کوهی و گونه هایی از خانواده چتریان به چشم می خورد. ساعت ۹ صبح است، خورشید بالا آمده هر چند هنوز هوا خنک است. حالا در ارتفاع ۳۲۲۰ متری قرار داریم که به یک سطح مسطح ولی سنگلاخی می رسیم. این نقطه، به گوسفند سرایی فراخ می رسد که در بالای آن یک چشمه قرار دارد. مسیر کماکان در حالت تراورس به سمت شرق است و دره دوم را پشت سر می گذاریم و به محدوده دهلیز زیر پناهگاه نزدیک می شویم. ساعت ۹٫۴۵ دقیقه صبح است که به جانپناه لجنی در ارتفاع ۳۵۲۲ متری می رسیم و مشغول استراحت، خوردن صبحانه و خوراکی هایی که همراه خود آورده ایم می شویم. جان¬پناه لجنی ساختمانی سنگی و یک طبقه است که در سال ۱۳۶۴ به دست تعدادی از کوهنوردان ساخته شده و گنجایش بیش از ۲۰ نفر را دارد. استاد رفیعی لیدر گروه، اعلام می کند نیم ساعت فرصت برای استراحت داریم و از اینجا به بعد تا قله سرکچال، باید روی یال حرکت کنیم. مسیر سنگلاخی و مارپیچ است و هر چه به قله نزدیک می شویم، سرعت وزش باد افزایش می یابد. با اینکه به سر ظهر رسیده ایم، ولی گرمای هوا ما را اذیت نمی کند و خنکای دوست داشتنی خود را دارد. هر چه به قله نزدیک تر می شویم، راه باریک می شود و دو طرف ما را دره های عمیق احاطه کرده اند. تعدادی از اعضای گروه ساعت ۱۳٫۱۰ دقیقه ظهر بر روی قله ۴۱۵۲ متری سرکچال ۲ می رسند. سایر اعضای تیم نیز تا نیم ساعت بعد یعنی ۱۳٫۴۰ دقیقه ظهر قله را فتح کرده اند. شور و شوق خاصی بر اعضای تیم حاکم است. دکتر شمس می گوید: شرایط آمادگی جسمانی اعضای گروه بالا تر رفته است، مگر نه سرکچال با قله کهار از نظر فنی یکسان است. اطراف ما و کمی پایین تر از قله رگه هایی از برف را می توان مشاهده کرد. از روی قله نیز قله های سرکچال ۱ و ۳، کلون بستک، توچال، آبک، آزادکوه و سی چال به خوبی نمایان است. بعد از گرفتن عکس های یادگاری و استراحت بر روی قله، در ساعت ۱۴٫۱۰ دقیقه از مسیر شن اسکی به سمت پایین حرکت کردیم. سپس به یال اصلی تراورس کردیم و با فرود از آن، در ساعت ۱۶٫۳۰ دقیقه به جانپناه لجنی رسیدیم. پس از دقایقی استراحت به سمت پایین به راه افتادیم. ساعت ۱۹ عصر بود که به یک چشمه رسیدیم که آب آن از طریق لوله کشی در اختیار کوهنوردان قرار می گرفت. خوردن آب خنک در آن لحظه، حسابی حالمان را جا آورد و خستگی ناشی از صعود سرکچال را از تنمان بیرون آورد. در نهایت، ساعت ۲۰ بود که به روستای سپیدستان برگشتیم و راه تهران را در پیش گرفتیم. ۱۱ مرداد هم با فتح قله سرکچال به خاطره ها پیوست.

شاید در اردیبهشت ماه در صعود به قله های آبک و قلعه دختر ناکام بودند، اما صعود به قله ۴۰۵۰ متری کهار در آخرین روز فصل بهار به آنها خودباوری داد، صعود به داراباد در آن گرمای سوزان تیرماه آنها را پخته تر کرد، صعود به قله هفتخانی نشان داد کوهنوردان نابینای هیأت تهران چیزی کمتر از گروه های حرفه ای کوهنوردی ندارند و صعود به سرکچال، آنها را یک قدم دیگر به آرزو هایشان نزدیکتر کرد. آرؤیای فتح بام ایران، قله ۵۶۷۱ متری دماوند. صعودی که قرار است در همین مردادماه صورت گیرد و رؤیایی که قرار است تا کمتر از دو هفته دیگر، محقق شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *